الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
309
الغدير ( فارسى )
- به كدامين حق ، فرزندان رسول سر به فرمان شما گذارند ، با اينكه افتخار شما در متابعت رسول است . - خاندانش از آرميدن در كنار تربت او محرومند و بيگانگان در كنار مرقدش مدفون . - او چه رو اجماع را حجت خود دانيد ، با آنكه نه اجماعى در ميان بود و نه رضا و رغبتى مشهود . - اجماعى كه على در جمع مشاوران نباشد و با زور و اكراه تن دردهد و عباس ، عموى رسول در شمار مخالفان باشد . - مهاجران قريش ، به بهانهء قرابت و خويشى برخيزند و انصار با دستى درازتر از پا بنشينند . - در تاريخ اسلام ، اختلافى شديدتر از اين سراغ نداريم ، جز روايات ساختگى كه به هم بافتهايد . - از چه رو ، در غدير خم كه پيمان ولايت بستند ، راه خيانت گرفتند و سربرتافتند . - بر زبان گفتارى خوشايند و زيباست و دلها انباشته از كينهها و حسدها ؛ غلاف شمشير زرنگار است و در ميانش تيغهاى پر از زنگار . - اى سرور مؤمنان ! انكارشان پس از اعتراف ، جامهء عارى است كه بر تن پيچيدهاند . - و نقض پيمانى كه در حقت روا دانستند ، بدعتى بود كه بر سبيل شرع معتبر شناختند . - تو حق خود وانهادى ، و گرنه درمىيافتند كه چسان دماغهاى به خاك آلوده در هم كوفته مىشد . - به حمايت از دين ، راه صبر و شكيبايى در پيش گرفتى ؛ آنان به خواب اندر شدند و تو بيدار ماندى . - به حق سوگند كه شيرينى دنيا به فرداى قيامت با تلخى گلوگيرشان خواهد بود ، آنگاه كه سزايشان را در كنار نهى . - به روزگارت نبودم تا جانفشانى كنم ، اينك با تيغ زبان در راهت پيكار سازم . - آرى ، زبان گويا در قلبها رخنه سازد ، آنجا كه نيزههاى جان شكاف درماند . - تبارم در فارس و آيينم آيين شماست . گوارايم باد آن تبار با اين آبشخور مرغزار .